<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات جمعیتی</title>
    <link>https://jips.nipr.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات جمعیتی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 21 May 2024 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 21 May 2024 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مرور حیطه‌‌ای سیاست‌‌های تعادل کار و خانواده و اثربخشی آن بر افزایش باروری در کشورهای منتخب</title>
      <link>https://jips.nipr.ac.ir/article_244741.html</link>
      <description>در اکثر کشورهای اروپایی و آسیایی که سطح باروری پایینی را تجربه کرده‌اند، وجوه مشترک سیاست‌های مشوق فرزندآوری شامل سازگار نمودن مشارکت زنان در بازار کار با فرزنددار شدن و به بیان روشن، سازگار نمودن نقش مادری با نقش کارمندی یا کارگری بوده ‌است. این مقاله درصدد پاسخگویی ‌به این پرسش است‌ که مهمترین راهبردهای کشورهای منتخب در خصوص سیاست‌های تعادل کار و خانواده و میزان نتیجه‌بخش بودن این سیاست‌ها در بهبود شاخص‌های باروری و فرزندآوری تا چه اندازه است؟ در این مطالعه از روش مرور حیطهای استفاده شد و برای دست‌یابی به اهداف تحقیق 13 کشور انتخاب شدند. نتایج نشان دادند ‌کشورهایی که میزان باروری آنها در سطح پایینی بوده و در سال‌های اخیر کاهش معناداری را تجربه کرده‌اند، اثربخشی‌ این ‌نوع سیاست بر افزایش باروری کاهنده و رضایت‌بخش نبوده ‌است. ‌در مقابل، کشورهایی که ‌تجربه‌ افزایش ‌باروری‌ را‌ داشته‌‌اند، علی‌رغم متفاوت بودن الگوی گذار جمعیت‌شناختی ‌و ثأثیر‌ سیاست‌های اجتماعی ‌به‌ویژه در ‌حوزه مهاجرت و سوپاپ اطمینان بودن آنها در مقابل کاهش باروری در کشورهای اروپایی، اثربخشی این نوع سیاست بر افزایش باروری تاحدی رضایت‌بخش بوده است. کشورهای کره جنوبی، ژاپن، مالزی و ترکیه با چالش سازگاری کار و خانواده مواجه هستند. در این میان، کشور آلمان، به‌طور نسبی یکی از موفق‌ترین کشورها در اجرای سیاست‌های دوستدار خانواده و تعادل‌بخشی ‌کار و خانواده در دوره 25 ساله اخیر بوده‌ و نقش مهاجرت کالیبره‌شده‌ است. در یک اقتصاد پایدار و چشم‌انداز خوش‌بینانه با ایجاد بستری که زنان ایرانی بتوانند فرزندآوری را با اشتغال در بیرون از منزل ترکیب کنند، در کنار برابری جنسیتی و نیز ترغیب مشارکت بیشتر پدران در مراقبت از کودکان، می‌توان به اثر مثبت سیاست بر باروری در کشور امیدوار بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل مؤثر بر نگرش شهروندان تهرانی نسبت به فناوری‌های‌ کمک‌باروری</title>
      <link>https://jips.nipr.ac.ir/article_251833.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی نگرش شهروندان تهرانی نسبت به فناوری‌های کمک‌باروری و شناسایی عوامل اثرگذار بر این نگرش انجام شد. پژوهش به روش پیمایشی با حجم نمونه ۷۰۰ نفر ساکن در تهران انجام شد و داده‌ها با پرسش‌نامه‌ی محقق‌ساخته گردآوری گردید. یافته‌ها نشان داد میانگین نمره نگرش نسبت به درمان‌‌های کمک‌باروری 3.72 از 5 و بالاتر از متوسط است. پاسخگویان با روش‌های مبتنی بر گامت زوجین بیشترین موافقت و روش‌های اهدایی مانند اهدای جنین، اهدای تخمک و رحم جایگزین، کمترین موافقت را داشتند. بر اساس یافته‌ها، سن و سطح تحصیلات با نگرش فناوری‌های ‌کمک‌باروری رابطه معنادار دارند، درحالی‌که جنسیت و وضعیت تأهل تفاوت معناداری نشان ندادند. همچنین آگاهی از درمان‌های کمک‌باروری، فردگرایی و میزان استفاده از رسانه با نگرش مثبت ارتباط مستقیم نسبت به این فناوری‌ها داشتند، درحالی‌که دین‌داری و هنجارهای اجتماعی فرزندآوری رابطه معکوس داشتند. نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد که آگاهی و فردگرایی به همراه تحصیلات، استفاده از رسانه و سن حدود ۴۵ درصد از واریانس نگرش را تبیین می‌کنند. در مجموع، یافته‌ها نشان‌ می‌دهد سیاست‌گذاری در حوزه سلامت باروری باید بر ارتقای آگاهی عمومی و بهره‌گیری از ظرفیت رسانه‌ها برای تغییر نگرش‌های منفی متمرکز شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات غیرخطی سالمندی جمعیت بر رشد اقتصادی استان‌های ایران (1390-1402)</title>
      <link>https://jips.nipr.ac.ir/article_244910.html</link>
      <description>سالمندی جمعیت، معضل سال‌های اخیر کشورهای درحال‌توسعه‌ای مثل ایران است که پایداری رشد اقتصادی و توسعه این کشورها را با نگرانی‌های جدی روبه‌رو ساخته است. پدیده سالمندی جمعیت را می‌توان به‌عنوان تغییر توزیع جمعیت یک کشور به سمت سنین بالای 65 سال به شمار آورد. تحقیق حاضر، با هدف بررسی ارتباط خطی و غیرخطی سالمندی جمعیت، جمعیت جوان و جمعیت در سن کار با رشد اقتصادی در سطح استان‌های کشور و با استفاده از داده‌های استان‌ها به روش توصیفی- تحلیلی مبتنی بر تکنیک اقتصادسنجی داده‌های تابلویی و مدل‌سازی غیرخطی، طی دوره 1390 تا 1402، انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که یک رابطه غیرخطی و شبیه U معکوس بین نسبت سالمندی جمعیت (نسبت جمعیت بالای 65 سال به کل جمعیت استان‌ها) و رشد اقتصادی استان‌ها وجود دارد و مقدار حداکثر این نسبت برابر 10.86 درصد است. به این معنی است که تا زمانی که نسبت سالمندی قبل از مقدار 86/10 درصد باشد، افزایش سالمندی بر رشد اقتصادی استان‌ها تأثیر مثبت دارد. اما از زمانی که این نسبت از مقدار 10.86 درصد بیشتر شود، تأثیرگذاری سالمندی بر رشد اقتصادی منفی خواهد شد. یافته دیگر این است که نسبت جمعیت جوان (نسبت جمعیت زیر 15 سال به کل جمعیت استان‌ها) دارای رفتاری غیرخطی و U شکل با مقدار حداقل نسبت جمعیت جوان برابر 19.12 درصد است. پیشنهاد می‌شود سیاستگذاران جمعیتی همواره با نظارت‌ها و سیاست‌های جمعیتی بلندمدت مناسب، مانع فراتر رفتن نسبت جمعیت سالمند استان‌ها از 10.86 درصد و افت نسبت جمعیت جوان از 19.12 درصد شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازسازی تاریخچه‌ موالید زنان با استفاده از داده‌های سرشماری: بازنگری روشی و کاربرد تجربی در نمونۀ دو درصد سرشماری ۱۳۹۵ ایران</title>
      <link>https://jips.nipr.ac.ir/article_251991.html</link>
      <description>مطالعه باروری و تحلیل روندهای آن از موضوعات مهم در مطالعات جمعیت‌شناسی است. اما در برخی کشورها از جمله ایران، محدودیت داده‌های تاریخچه موالید، امکان بهره‌گیری از بسیاری از روش‌های پیشرفته تحلیل باروری را کاهش داده است. در پژوهش حاضر با هدف کاهش این محدودیت، فرایند بازسازی تاریخچه موالید، با استفاده از داده‌های دو درصد سرشماری ۱۳۹۵ ایران ارائه و اعتبار آن ارزیابی شد. در این روش، ابتدا کودکان حاضر در خانوار به مادران زیستی خود پیوند داده شدند؛ سپس تعداد و سن احتمالی فرزندان فوت‌شده و غایب با استفاده از احتمالات شرطی باروری نسلی، احتمالات بقا و فوت و ضریب تعدیل عدم سکونت در خانوار (K)، برآورد شد. درنهایت بر اساس این برآوردها، تاریخچه کامل موالید هر زن، بازسازی شد. نتایج نشان داد که برآوردهای حاصل از روش بازسازی تاریخچه موالید، همخوانی بالایی با روش فرزندان خود دارد. میزان باروری کل (TFR) بازسازی‌شده برای سال ۱۳۹۵ برابر با 1.95 فرزند به ازای هر زن است، که با برآورد روش فرزندان خود مطابقت کامل دارد. همچنین مقادیر RMSE، MAE و MAPE برای کل کشور به‌ترتیب 0.034، 0.025 و 1.33 درصد و ضریب همبستگی پیرسون بین دو روش 0.95 به‌دست‌آمد. این مقادیر در مناطق شهری و روستایی نیز نشان‌دهنده توافق بالای دو روش است. یافته‌ها بیانگر آن است که، بازسازی تاریخچه موالید می‌تواند ابزاری کارآمد برای استخراج شاخص‌های باروری از داده‌های سرشماری و جایگزینی مناسب در کشورهایی با محدودیت داده‌های طولی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی دلالت‌های معنایی ازدواج دختران مجرد بندر امام خمینی</title>
      <link>https://jips.nipr.ac.ir/article_244911.html</link>
      <description>هدف اصلی این پژوهش، مطالعه دلالت‌های معنایی ازدواج (معانی ذهنی و برساخت‌های فرهنگی دختران جوان از پدیده ازدواج) در بندر امام خمینی است. این شهر به‌عنوان بزرگ‌ترین منطقه ویژه اقتصادی بندری کشور با بافت کارگری، نرخ مهاجر‌پذیری بالا و تنوع قومی، بستر مناسبی را برای مطالعه تغییر معانی ازدواج در بافت محلی فراهم می‌کند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شده‌است. با نمونه‌گیری هدفمند و قاعده اشباع، 17 دختر مجرد از این شهر در بازه زمانی 1402-1403 مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. داده‌ها با رویکرد هفت‌ مرحله‌ای کلایزی تحلیل شدند. در تعریف دختران از ازدواج، پنج مقوله استخراج گردید: ازدواج به‌مثابه عامل پیوند اجتماعی، ازدواج به‌مثابه نیاز بنیادین، ازدواج هدفمند، ازدواج به‌مثابه پاسخ مثبت به عرف و دین و بدبینی نسبت به ازدواج. تعداد نُه مضمون فرعی محدودکننده و نُه مضمون فرعی تسهیل‌کننده نیز شناسایی شد. یافته‌ها در چارچوب مفهوم &amp;amp;laquo;آنومی&amp;amp;raquo; دورکیم تفسیر شدند: ساختارهای سنتی حمایت‌گر کارکرد خود را از دست داده‌اند، اما هنوز جایگزین‌های مدرن زمینه ازدواج مطمئن را فراهم نکرده‌اند. در مجموع، دختران این شهر در فضایی از تناقض معنایی میان &amp;amp;laquo;تمایل به ازدواج&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;هراس از آن&amp;amp;raquo; زیست می‌کنند که حاصل تعامل محدودیت‌های ساختاری (اقتصاد، مسکن، و اشتغال) و بازتولید فرهنگی (هراس از طلاق، نظارت خانواده، و مشروعیت مجردی) است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نظام خط مشی گذاری ایران در حوزه جوان سازی جمعیت؛ چالش ها و راهکارها</title>
      <link>https://jips.nipr.ac.ir/article_246553.html</link>
      <description>نظام خط‌مشی‌گذاری جمعیت در ایران چهار دوره با خط‌مشی‌های مختلف طی کرده است، در دوره کنونی که حدود 15 سال از آن می گذرد، در واکنش به تبعات کاهش نرخ باروری؛ خط‌مشی‌گذاری جوان‌سازی جمعیت مد‌نظر است. بررسی‌ها حاکی از آنست که جوان‌سازی جمعیت در ایران در قالب قانون &amp;amp;laquo;تعالی خانواده و جوانی جمعیت&amp;amp;raquo; موفق نبوده است. این پژوهش با هدف بررسی عوامل ناکارآمدی خط‌مشی‌گذاری جوان‌سازی جمعیت و با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی و با روش تحقیق کیفی داده بنیاد انجام شد. داده‌های کیفی از خلال مصاحبه‌های عمیق با مشارکت‌کنندگان پژوهش گردآوری و از طریق رویکرد کلارک، ابعاد مختلف خط‌مشی‌گذاری جوان‌سازی جمعیت ایران با ترسیم نقشه‌های مختلف احصا گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که، عوامل ناکارآمدی خط‌مشی‌گذاری جوان‌سازی جمعیت ایران؛ چالش‌های فرایند خط‌مشی‌گذاری (تدوین، اجرا و ارزیابی) و چالش‌های محیطی (اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مدیریتی و زیرساختی) هستند. لذا بـا عنایتبـه‌ پیچیدگی جمعیـت و بـا وجود تفاوت‌های‌ متعدد اقلیمی‌، اجتماعی و فرهنگی‌؛ باید خط‌مشی‌ها و مشوق‌های متنوع اجرا گردد و در اولویت قرار گرفتن جوان‌سازی جمعیت، استفاده از تجربیات جهانی و اجرای دقیق راهبرد‌ها و راهکارهای پژوهشگران پیشنهاد می‌گردد</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مقایسه‌ای تعیین‌کننده‌های تعارض کار و خانواده در میان زنان شاغل دارای همسر و بدون همسر شهر همدان</title>
      <link>https://jips.nipr.ac.ir/article_246479.html</link>
      <description>با ورود روزافزون زنان به بازار کار، موضوع تعارض کار-خانواده در میان زنان اهمیت چشمگیری یافته است. در پژوهش حاضر، عوامل مؤثر بر تعارض کار و خانواده در میان زنان شاغل شهر همدان با رویکردی مقایسه‌ای بررسی شد. داده‌های پژوهش از طریق پیمایشی میدانی در سال ۱۴۰۳ گردآوری شد و 395 زن شاغل در بخش‌های دولتی و خصوصی موردمطالعه قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که سابقه کار، حمایت خانوادگی و برابری جنسیتی به طور معناداری با کاهش تعارض کار-خانواده همراه هستند. همچنین در میان زنان همسردار، سن و انتظارات نیز تأثیر معناداری بر تعارض داشتند. تحلیل خوشه‌ای وجود سه الگوی متمایز شامل زنان با تعارض پایین و حمایت بالا، زنان با تعارض بالا و نقش‌پذیری سنتی، و زنان باتجربه با تعارض پایین را آشکار ساخت. نتایج همچنین نشان داد که سازوکارها و عوامل مؤثر بر تعارض کار-خانواده در میان زنان همسردار و بدون همسر متفاوت است. به ‌طور کلی، حمایت خانوادگی و برابری جنسیتی مهم‌ترین عوامل محافظتی در برابر تعارض کار-خانواده شناخته شدند. براین‌اساس، طراحی سیاست‌های حمایتی در محیط کار و تقویت مشارکت خانوادگی در مسئولیت‌های خانه می‌تواند به کاهش تعارض کار - خانواده در میان زنان شاغل کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مسئله گفت‌وگوی بین‌نسلی در خانواده، یک مطالعه کیفی در شهر یزد</title>
      <link>https://jips.nipr.ac.ir/article_252355.html</link>
      <description>مطالعات مرتبط با نسل‌ها به مسئله گفت‌وگو در خانواده‌ها کمتر پرداخته‌اند. به‌همین دلیل این پژوهش با هدف فهم چگونگی مسئله‌مندشدن گفت‌وگو میان والدین و فرزندان در شهر یزد انجام شده است. مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر روش نظریه‌ زمینه‌ای صورت گرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساخت‌یافته با ۲۰ جوان ۱۸ تا ۳۵ سال مجرد گردآوری شد. تحلیل داده‌ها در سه مرحله‌ی کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام گرفت که حاصل آن استخراج 207 مفهوم، 24 مقوله فرعی، 12 مقوله اصلی و یک مقوله هسته بود. مقوله هسته پژوهش گفت‌وگو در کما مفهوم‌گذاری شد که بیانگر اختلال عمیق در کارکرد و معنای گفت‌وگو در بستر خانواده و میان نسل‌&amp;amp;lrm;ها است. یافته‌ها نشان دادند که ناتوانی در گفت‌وگو با مهارت ارتباطی ناکافی آغاز می‌شود و در بستر تحکم ساختاری، تابوهای گسترده، سرکوب صدا، درک و شنیده نشدن و شکاف نسلی تعمیق می‌یابد. این وضعیت به پنهان‌کاری و دروغ، مقاومت و جابه‌جایی گفت‌وگو به همسالان انجامید. در مجموع یافته‌ها نشان دادند که گفت‌وگو در خانواده‌های یزدی از کارکرد اصلی خود به‌عنوان ابزار تفاهم فاصله گرفته و به عرصه‌ای از تنش، سکوت، فاصله عاطفی، فرسایش تعامل خانوادگی و تضعیف انسجام خانوادگی میان والدین و فرزندان منجر گردیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اتنوگرافی انتقادی مسائل و پیامدهای حاشیه‌نشینی در میان فرودستان شهری ناحیه منفصل شهری نایسر سنندج</title>
      <link>https://jips.nipr.ac.ir/article_248085.html</link>
      <description>این پژوهش، حاشیه‌نشینی در ناحیه نایسر سنندج را با تمرکز بر تجربه زیسته ساکنان، روابط قدرت و عاملیت اجتماعی بررسی می‌کند. مطالعه با پارادایم تفسیری-انتقادی و رویکرد اتنوگرافی انتقادی انجام شده است. داده‌ها از طریق مشاهده مشارکتی 12ماهه، ۳۸ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته، بحث گروهی متمرکز و تحلیل اسناد، گردآوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر نظریه تولید فضا ، نظریه شهری انتقادی و قرائت فوکویی از قدرت و سوژ‌گی است. یافته‌ها نشان می‌دهند شکل‌گیری و تداوم حاشیه‌نشینی حاصل فرایندهای طرد فضایی، توزیع نابرابر خدمات شهری و سازوکارهای نهادی کنترل جمعیت است. این فرایندها جایگاه اجتماعی متناقضی برای ساکنان ایجاد می‌کنند که در آن انقیاد در برابر نظم مسلط با اشکال ظریف مقاومت و بازسازی هویت درهم می‌آمیزد. ساکنان از طریق شبکه‌های غیررسمی همیاری و کنش‌های روزمره به بازتولید معنا و سازگاری با شرایط موجود می‌پردازند. نتایج نشان می‌دهد حاشیه‌نشینی محصول تعامل پویای ساختارهای نهادی و عاملیت اجتماعی است. بر‌این‌اساس، سیاست‌های مداخله‌ای اثربخش باید بر بهبود دسترسی به خدمات پایه، تقویت مشارکت محلی و تحقق رویکرد &amp;amp;laquo;حق به شهر &amp;amp;raquo; متمرکز شوند تا عدالت فضایی محقق گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی مسئله فرزندآوری در بستر نااطمینانی سیاسی، مطالعه‌ای کیفی در شهر اصفهان</title>
      <link>https://jips.nipr.ac.ir/article_252442.html</link>
      <description>با توجه به کاهش نرخ باروری و آثار بلند مدت آن در کشور، این مطالعه به واکاوی مسئله فرزندآوری در بسترنااطمینانی سیاسی و سیاست‌گذاری عمومی ناکارآمد می‌پردازد. برای این منظور، با استفاده از رویکرد کیفی و روش‌شناسی نظریه زمینه‌ای با رهیافت نظام‌مند استراوس و کوربین و نمونه‌گیری نظری، 30 مصاحبۀ عمیق شامل 15 مصاحبه با یکی از زوجین بی‌فرزند که حداقل سه سال از ازدواج‌شان می‌گذرد و 15 مصاحبه با یکی از زوجین تک‌فرزند که یک فرزند بالای پنج سال دارند و به‌طور ارادی تصمیم به بی‌فرزندی و تک‌فرزندی گرفته‌اند، انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بود و تحلیل داده‌ها به شیوۀ کد‌گذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفته است.. مقوله هسته تحت عنوان &amp;amp;laquo;فرزندزدایی در بستر نااطمینانی سیاسی&amp;amp;raquo; از مقوله‌های اصلی تحقیق برساخت شد. نتایج نشان می‌دهد کاهش نرخ باروری در کشاکش حکمرانی سیاسی تبدیل به یک مسئله اجتماعی شده است. درواقع این مطالعه نشان داد که خصوصی‌ترین رفتارهای زندگی افراد همانند تصمیم به فرزندآوری تحت تاثیر متغیرهای کلان اجتماعی و سیاسی قرار دارد. و هر گونه برنامه‌ریزی جمعیتی باید با مقتضیات جامعه سازگار باشد و با زایش دوبارۀ امید و اعتماد در جامعه روند افزایشی فرزندآوری بهبود خواهد یافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه خشونت خانگی و گرایش به خودکشی در بین زنان مهاجر افغانستانی ساکن شهر شیراز</title>
      <link>https://jips.nipr.ac.ir/article_246940.html</link>
      <description>خودکشی یک مسئله پیچیده سلامت عمومی با ریشه‌های اجتماعی است. این پژوهش باهدف بررسی رابطه بین تجربه خشونت خانگی و گرایش به خودکشی در میان زنان مهاجر افغانستانی ساکن شهر شیراز در ایران انجام شد. این مطالعه به روش پیمایشی و با نمونه‌ای متشکل از ۳۸۰ زن مهاجر افغانستانی ساکن این شهر انجام شد. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه استاندارد سنجش خشونت خانگی و مقیاس افکار خودکشی بِک (BSSI) گردآوری و با آزمون‌های همبستگی، ANOVA و تی مستقل و رگرسیون خطی چندگانه تحلیل شدند. تجربه تمامی اشکال خشونت خانگی با گرایش به خودکشی همبستگی مثبت و معنی‌دار دارد. خشونت اقتصادی (0.68=r)، روانی (0.63=r)، فیزیکی (0.60=r) و جنسی (0.6=r) بیشترین همبستگی‌ها را نشان دادند. همچنین، متغیرهای زمینه‌ای با افزایش معنی‌دار گرایش به خودکشی مرتبط بودند. مدل رگرسیون نهایی توانست ۶۹ درصد از واریانس گرایش به خودکشی را تبیین کند. نتایج، رابطه قوی و معنی‌دار بین خشونت خانگی و افزایش گرایش به خودکشی در زنان مهاجر افغانستانی را تأیید می‌کند. این رابطه در بافت خاص مهاجرت که با محرومیت‌های اقتصادی، اجتماعی و آموزشی تقویت می‌شود، شکل می‌گیرد. یافته‌ها بر برنامه‌های جامع مداخله‌ای که هم‌زمان به مقابله با خشونت خانگی و بهبود وضعیت اجتماعی-اقتصادی و دسترسی به خدمات حمایتی برای این گروه آسیب‌پذیر می‌پردازند، تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه رابطه سرمایه‌گذاری در سلامت و شاخص امید زندگی: شواهدی از داده‌های پنلی جهانی (2000-2022)</title>
      <link>https://jips.nipr.ac.ir/article_247062.html</link>
      <description>با ‌توجه به اهمیت سلامت به‌عنوان محور توسعه پایدار و پیچیدگی رابطه میان منابع مالی و خروجی‌های سلامت، این پژوهش با هدف واکاوی تأثیر پویا و چندبعدی هزینه‌های سلامت سرانه بر شاخص امید زندگی در بدو تولد در سطح جهانی به انجام رسید. در این مطالعه از روش کمی - تحلیلی و رویکرد داده‌های پنل استفاده می‌شود. داده‌های مربوط به 194 کشور مورد مطالعه طی دوره زمانی 2000 تا 2022 با استفاده از مدل رگرسیون اثرات ثابت مورد تحلیل قرار‌گرفته تا رابطه دینامیک میان متغیرها ضمن کنترل ویژگی‌های منحصربه‌فرد و پایدار کشور، سنجیده شود. نتایج تحلیل مقطعی، ضمن تأیید رابطه مثبت کلی، پدیده &amp;amp;laquo;بازده نزولی سرمایه‌گذاری در سلامت&amp;amp;raquo; را نشان داد. بااین‌حال، یافته کلیدی مدل پنل پویا تصویری متفاوت ارائه داد: ضریب هزینه‌های سلامت با یک وقفه زمانی، منفی و معنادار به‌دست‌آمد که می‌تواند ناشی از پدیده &amp;amp;laquo;علیت معکوس&amp;amp;raquo; (افزایش هزینه‌ها در واکنش به بحران‌های سلامت) و ناکارآمدی در تخصیص منابع باشد. همچنین، نتایج نشان داد که بخش عمده‌ای از تفاوت امید زندگی میان کشورها به ویژگی‌های ثابت و ساختاری آن‌ها نه نوسانات سالانه بودجه وابسته است. در مجموع، این پژوهش نتیجه می‌گیرد که افزایش صرف هزینه‌های سلامت تضمین‌کننده بهبود امید زندگی نیست. سیاست‌گذاری مؤثر باید بر افزایش کارایی، کیفیت حکمرانی و اولویت‌بخشی به مداخلات پیشگیرانه متمرکز شود تا سرمایه‌گذاری‌ها به نتایج پایدار سلامت منجر گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش شبکه‌های اجتماعی مهاجرت در تمایل دانشجویان دانشگاه تهران به مهاجرت از ایران</title>
      <link>https://jips.nipr.ac.ir/article_247063.html</link>
      <description>شبکه‌های اجتماعی مهاجرت با کاهش ادراک ریسک و تسهیل جریان اطلاعات، گرایش به مهاجرت &amp;amp;rlm;را تحت تاثیر قرار می‌دهند.بر اساس نقد مدل‌های ساختارمحور و نیز &amp;amp;rlm;بکارگیری مفهوم خودکارآمدی در تبیین توان عاملیتی در شبکه‌سازی؛ با تفکیک ابعاد ساختاری و &amp;amp;rlm;محتوایی شبکه(صرفِ وجود پیوند در برابر کیفیت پیوند)، مدلی تحلیلی شامل وضعیت‌های چهارگانۀ &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;&amp;amp;laquo;شبکۀ قوی و کارآمد&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شبکۀ ضعیف و ناکارآمد&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فقدان شبکه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شبکه‌سازی عامل&amp;amp;raquo; مفهوم‌پردازی &amp;amp;rlm;و آزمون شد.روش تحقیق پیمایشی بوده و داده‌ها با استفاده از پرسشنامة محقق‌ساخته، از ۴۲۰&amp;amp;rlm;&amp;amp;lrm; &amp;amp;lrm;نفر از دانشجویان دانشگاه تهران گردآوری و با استفاده از رگرسیون لجستیک ترتیبی تحلیل شدند.&amp;amp;rlm;نتایج نشان داد که حدود نیمی از دانشجویان(2/46 درصد)مایل به مهاجرت از ایران هستند و &amp;amp;rlm;وضعیت شبکۀ مهاجرتی، متغیری مؤثر بر این تمایل است. شانس تمایل به مهاجرت در دانشجویانِ &amp;amp;rlm;دارای &amp;amp;laquo;شبکۀ قوی و کارآمد&amp;amp;raquo; بیش از سه برابرِ گروه دانشجویان فاقد شبکه است و نسبت شانسِ تقریباً &amp;amp;rlm;دو برابرِ تمایل مهاجرتی در گروه دارای عاملیت شبکه‌سازی نسبت به گروه فاقد شبکه (&amp;amp;rlm;OR=1/91&amp;amp;lrm;&amp;amp;rlm;) &amp;amp;rlm;نشان می‌دهد که عاملیت فردی و خودکارآمدی در خلق پیوندها و شبکة روابط یک عامل مهم و &amp;amp;rlm;معنادار بر تصمیم مهاجرت است.&amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازاندیشی در بحران جمعیت در ایران در آغاز سده پانزدهم خورشیدی از منظر حکمرانی سایبرنتیک</title>
      <link>https://jips.nipr.ac.ir/article_248286.html</link>
      <description>کاهش نرخ ازدواج و تمایل به فرزندآوری، چالشی مهم برای ایران در ابتدای سده پانزدهم خورشیدی است. میزان باروری از 6.1 در دهه 1360 به کمتر از 1.5 در سال‌های اخیر رسیده و سبب شده ایران از جامعه‌ای جوان و در حال‌رشد به جامعه‌ای در آستانه سال‌خوردگی بدل شود. در پی تحول در نهادهای کلان اجتماعی در جوامع مدرن، این تمایل کاهش یافته و به‌دلیل پیامدهای متعدد آن در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و سیاسی-امنیتی به یکی از مسایل مهم حوزه حکمرانی تبدیل شده است. تغییرات جمعیتی یکی از عواملی است که نه‌تنها بر آینده حکمرانی اثرگذار، بلکه تعیین‌کننده است؛ به‌گونه‌ای که بدون درنظرگرفتن این تحولات، تداوم الگو‌های سنتی حکمرانی با دشواری مواجه می‌شود. نوشتار حاضر در پاسخ به این پرسش که &amp;amp;laquo;چه عواملی سبب کاهش تمایل به فرزندآوری در خانواده‌های ایرانی شده است؟&amp;amp;raquo; می‌کوشد با تکیه بر دو عنصر &amp;amp;laquo;اطلاعات&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ارتباطات&amp;amp;raquo; در وجه سیاسی آن، ریشه‌های کاهش تمایل را در دو سطح سوژه (کنترل بر خود) و سیستم (کنترل بر جامعه) مورد بررسی قرار دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد در سطح سوژه، مقوله &amp;amp;laquo;جنسیت‌زدایی&amp;amp;raquo; و در سطح سیستم اجتماعی، &amp;amp;laquo;تقدس‌زدایی از خانواده&amp;amp;raquo; دو مؤلفه مؤثر در حوزه بازخوردی و ورودی به نظام حکمرانی به کاهش تمایل به فرزندآوری می‌انجامند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مداخلات سیاستی قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت در ایران: تحلیلی مبتنی بر اجماع خبرگان با استفاده از روش دلفی</title>
      <link>https://jips.nipr.ac.ir/article_248295.html</link>
      <description>تداوم باروری کمتر از سطح جانشینی به یکی از چالش‌های مهم جمعیتی در ایران تبدیل شده و در پاسخ به آن، &amp;amp;laquo;قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت&amp;amp;raquo; تصویب شده است. بااین‌حال، موفقیت سیاست‌های تشویق فرزندآوری علاوه بر طراحی قانونی، به امکان‌پذیری اجرایی، پایداری مالی و پذیرش اجتماعی آن‌هاست.. وابسته است. این پژوهش با استفاده از روش دلفی در دو مرحله و با مشارکت 25 نفر از خبرگان حوزه‌های مختلف، به ارزیابی سیاست‌های تشویقی فرزندآوری در ایران پرداخت. سیاست‌ها براساس شش معیار شامل اهمیت، قابلیت اجرا، امکان‌پذیری، قابلیت تأمین هزینه، پذیرش‌ عمومی و پذیرش از سوی سیاست‌گذاران ارزیابی شدند. یافته‌ها نشان داد سیاست‌های رفاهی و حمایتی که به کاهش هزینه‌های مستقیم فرزندآوری منجر می‌شوند، از جمله پوشش هزینه‌های درمان ناباروری و مراقبت‌های بارداری، مرخصی زایمان با حقوق و خدمات آموزشی و حمایتی، بیشترین اهمیت و پذیرش را کسب کردند. در مقابل، سیاست‌های نمادین و محدودکننده از اجماع کمتری برخوردار بودند. نتایج همچنین وجود شکاف میان سیاست‌های مطلوب از نظر اجتماعی و سیاست‌های قابل‌تحقق از نظر مالی و سیاسی را نشان داد. یافته‌ها بر ضرورت تمرکز بر سیاست‌های رفاهی ساختاریافته و پایدار برای حمایت مؤثر از فرزندآوری تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر نامتقارن نااطمینانی اقتصاد کلان بر نرخ باروری در ایران</title>
      <link>https://jips.nipr.ac.ir/article_250383.html</link>
      <description>پدیده باروری یکی از مهمترین مؤلفه‌های تحولات جمعیتی در هر کشور است. تلاطم‌ها و نااطمینانی‌های اقتصاد کلان ازجمله عوامل مؤثر بر تصمیمات بلندمدت خانوارها نظیر ازدواج و فرزندآوری می‌باشد. در مقاله حاضر اثر نااطمینانی اقتصاد کلان بر نرخ باروری در ایران در طی دوره زمانی 1350 تا 1402، با استفاده از الگوی خودرگرسیون با وقفه‌های توزیعی غیرخطی (NARDL) بررسی شده است. نتایج حاصل از برآورد تغییرات مثبت و منفی نااطمینانی اقتصاد کلان بر نرخ باروری نشان داد که هردو ضریب در بلندمدت نامتقارن، منفی و معنی‌دار هستند؛ بدین معنی که ثبات اقتصادی به‌عنوان بستری امن، تمایل خانواده‌ها به فرزندآوری را تقویت می‌کند، درحالی‌که تلاطم‌های اقتصادی، این تمایل را به تعویق می‌اندازد. علاوه‌بر‌این، نتایج حاکی از آن است که در بلندمدت اثر متغیرهای اشتغال زنان و سرمایه انسانی بر نرخ باروری مثبت و معنی‌دار و اثر متغیرهای تولید ناخالص داخلی سرانه، نرخ ازدواج، نرخ مرگ‌ومیر اطفال، وابستگی سالمندی، نرخ بیکاری و نرخ شهرنشینی بر نرخ باروری منفی و معنی‌دار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی میزان انطباق مقررات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت</title>
      <link>https://jips.nipr.ac.ir/article_247970.html</link>
      <description>قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و مؤسسات آموزش عالی را به بازنگری مقررات مرتبط مکلف کرده است. این پژوهش میزان انطباق مقررات منتخب آموزش عالی با قانون را ارزیابی می‌کند. پژوهش حاضر کاربردی و توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر تحلیل اسنادی و حقوقی است. اسناد به‌صورت هدفمند و شامل آیین‌نامه میهمانی و انتقال دانشجویان، آیین‌نامه آموزشی یکپارچه، آیین‌نامه خانه‌های سازمانی و مقررات استخدامی انتخاب شدند. واحد تحلیل، رابطه حکم قانونی و مقرره پایین‌دستی بود و نتایج در شش طبقه انطباق ماهوی، تعارض صریح، سکوت یا بازتاب ناقص، ابهام اجرایی، تداخل صلاحیت نهادی و مانع مالی یا زیرساختی کدگذاری شدند. یافته‌ها نشان داد تعارض فراگیر میان مقررات و قانون وجود ندارد. مرخصی دانشجویان مادر و افزایش سقف سنی استخدام از نمونه‌های انطباق‌اند. در مقابل، تسری شرط گذراندن یک نیمسال به دانشجویان مشمول حق میهمانی، افزودن شروط محدودکننده در مقررات خانه‌های سازمانی و تبدیل حق دورکاری زنان باردار به اولویت اداری، از موارد تعارض یا تحدید حق‌اند. همچنین، در آموزش مجازی، امتیاز تأهل و فرزند و افزایش سنواتی، بازتاب ناقص یا ابهام اجرایی مشاهده شد. در نتیجه، اصلاح مقررات باید بر حذف شروط زائد، تکمیل فرایندهای اجرایی، رفع تداخل صلاحیت و تفکیک موانع مالی از تعارض حقوقی متمرکز شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تمایل، عدم تمایل یا نااطمینانی؟ الگوها و تغییرات نیّت‌های باروری زنان متأهل در تهران، 1391-1404</title>
      <link>https://jips.nipr.ac.ir/article_252547.html</link>
      <description>با وجود اهمیت نیّت‌های باروری برای پیش‌بینی آینده باروری، شواهد به‌روز درباره آن‌ها در ایران محدود است. این پژوهش سطح و الگوی نیّت‌های باروری ۱۹۹۹ زن متأهل ۱۵ تا ۴۴ ساله تهران را در سال ۱۴۰۴ بررسی و تغییرات آن را نسبت به ۱۳۹۱ تحلیل می‌کند. از روش‌های توصیفی و رگرسیون لجستیک استفاده شد. یافته های نشان داد که 8/66 درصد زنان زیر 45 سال قصد فرزندآوری ندارند، 9/15 درصد دارای نیّت فرزندآوری و 3/11 درصد نسبت به فرزندآوری نامطمئن‌اند. در میان زنان زیر 36 سال، سهم نیّت‌های نامطمئن از 3/12 درصد در ۱۳۹۱ به ۱۷ درصد در ۱۴۰۴ افزایش یافت. قصد فرزندآوری بیشتر در میان زنان بی‌فرزند و تک‌فرزند مشاهده شد و بیشتر زنان دارای دو فرزند (83 درصد) و سه فرزند یا بیشتر (88 درصد) قصد فرزندآوری نداشتند. احتمال عدم تمایل یا نااطمینانی نسبت به فرزندآوری در زنان جوان‌تر، کم‌فرزندتر، با سن ازدواج بالاتر و استفاده‌کنندگان از روش‌های کم‌اثر یا فاقد پیشگیری بیشتر بود، در حالی‌که زنان مناطق بالاتر شهر کمتر در این گروه‌ها قرار داشتند. یافته‌ها نشان‌دهنده غلبه عدم تمایل به فرزندآوری، افزایش نااطمینانی باروری و تثبیت الگوی تک‌فرزندی و دوفرزندی در تهران است؛ ظرفیت افزایش باروری عمدتاً در میان زنان بی‌فرزند، تک‌فرزند و نامطمئن متمرکز است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
